براي او كه دوستش دارم ...

عاشقانه

منوي اصلي

آرشيو موضوعي

آرشيو مطالب

لينکستان


امکانات

ورود اعضا:


نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

آمار وب سایت:
 

بازدید امروز : 47
بازدید دیروز : 48
بازدید هفته : 47
بازدید ماه : 1459
بازدید کل : 12642
تعداد مطالب : 98
تعداد نظرات : 49
تعداد آنلاین : 1


سلام به همه دوستان عزيزم ...

 

 

سلامی به گرمی عشق ، به زیبایی گلهای بهاری و به كوبندگی تپش قلب و گرمی اشك،

سلامی به سوزناكی غم ، سلامی چون اشك، اشكی چون شمع، شمعی چون نور و نوری چون تو و سلامی به وسعت اقیانوس های بیكران كه از اعماق قلبم سرچشمه می گیرد و از راههای پرپیچ و خم به سوی شما پرواز می كند.

كلاهم را از راه دور برایتان پست می كنم. اگر نوشته هایم را روی درد تنهایی تان بگذارید تحریرهای نازك قلبم را خواهی شنید. دردی كه سالهاست بر قفسه سینه نقش بسته است،

    دردی از تنهایی...

          دردی از بی كسی...

                  دردی از دل شكستگی...

دوستان عزیزم با نظر دادنتون منو برای ادامه در این راه تنها نذارین...

لطفا تو نظر سنجی شركت كنيد يك كليك كردن كار زيادي نداره

 

 

امید زندگیم : 

 

 من از سکوت متنفرم و گریزان ....؟!

 سالهاست که سکوت کرده ام !!!

 سالهاست که باخته ام !!!

 اینک ترس از ادامه راه است که فریاد مرا بلند کرده ...

 من پیوسته به گذشته برمی گردم و از خود بارها و بارها می پرسم کجای راه را اشتباه آمده ام


دلم خیلی گرفته ...

 دلم گرفته از این هم دورویی و نیرنگ ...

 دلم گرفته از مردمان بیهوده گو ...

 از آنان که خدا را پشت تکه ای ابر سیاه پنهان می کنند و خود را قدیس وار خالص می نمایانند ...

 

چرا سادگیها همیشه به باختن ختم می شود؟

 چرا قلب ساده من مجبور است بسازد و ویران نکند اما ساخته هایش را همیشه ویران کردند با نیرنگ و فریب ؟

 چرا بالهایم را ندیدند و شکستند و رفتند ؟

 چرا مسیر درست را نشانم ندادند ؟

                چرا ...؟ چــــرا ...؟ چـــــــرا ...؟ چــــــــــــرا ...؟

اکنون فریاد بر می آورم


 بدان که پرواز را از همین سکوی کوچک هم می توان آغاز کرد

پس بیا و با من هم پرواز شو

             آسمان هنوز آبیست

                       پس بالهایت را باز کن و بیا

                                                    نترس از سقوط

       من با تو می مانم تا آخر راه

 پس

               بیا ... بیــــا ... بیـــــــا ... بیـــــــــا ... بیــــــــــــا ...

 

نويسنده: بهمن فيروزه تاريخ: یک شنبه 7 دی 1398برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

خسته ام ..... خسته

به دنبال واحدی میگردم

چوبی و تکنفره

همسایه بالا و پایین نداشته باشد

فقط رفیقانی که زیرش را بگیرند و فریاد بزنند :

لا اله الا الله

خسته ام ..... خسته

نويسنده: بهمن فيروزه تاريخ: جمعه 24 مرداد 1393برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

برای او که خودش میدونه کیه

 

 

 

برای تا ابد " ماندن " باید رفت

              گاهی به قلب کسی

                     گاهی از قلب کسی

 

 

                        

نويسنده: بهمن فيروزه تاريخ: سه شنبه 24 مرداد 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

 

 


 

اینجا زمین است ، زمین گرد است !

 

تویی که مرا دور زدی ..... فردا به خودم خواهی رسید !!!!

حال و روزت دیدنیست....

 

 

نويسنده: بهمن فيروزه تاريخ: سه شنبه 29 فروردين 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

کاش دنیا یکبار هم که شده

 

 

بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد

 

 

این بردهای تکراری برایش؟!...

نويسنده: بهمن فيروزه تاريخ: سه شنبه 29 فروردين 1391برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

  

          اسم هردویمان را در گینس ثبت میکنند
                 
تو در دروغ گفتن رکورد زدی...
                                 
من در باور کردن.....!!

 

نويسنده: بهمن فيروزه تاريخ: شنبه 22 بهمن 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

آرام شکست می خورم ...


از اعماق وجود فریاد می کشم نه برای شنیدن
تنها برای مبارزه، مبارزه با سکوت
فریاد میکشم از اعماق قلبم بر ساحل دریای نیلگون چشمانت
در ساحل بارانی چشمانت تنها رنگ غم را میبینم
آرام شکست می خورم
و سکوت دنیایم را در بر میگیرد
فریاد، سکوت، غم و چشمانت به کناره میروند و تنها من میمانم
چگونه فریاد کشم وقتی در بند سکوت اسیرم ؟
کاش در زندان قلبت زندانی بودم و اسارت در بند سکوت را نمیدیدم
اسارتم در بندیست که قطورتر و محکم تر از تمامی بندهای دنیاست
سلولم  کوچکتر از دلتنگترین قلبهای عاشق دنیاست
دیوارهایش به بلندای امواج ترانه عشاق و میله هایش به قطوری پیوند دو عاشق
خسته ام، خسته تر از همه مسافران دره دلتنگی
به کناری میروم، آرام و تنها مینشینم و فقط به امید  فریاد یک نفر هستم، که مرا از بند این اسارت برهاند
فریاد از آن من نیست اما برای من و فقط من طنین انداز میشود
میدانم فاصله سکوت من تا فریاد تو خیلی زیاد شده است
اما منتظر می مانم، چون می دانم عاقبت فریاد تو در سکوت من طنین انداز خواهد شد
به امید رهایی یک اسیر از بند اسارت سکوت

نويسنده: بهمن فيروزه تاريخ: شنبه 22 بهمن 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

تـو بـرای مـن دروغ ؛ تـا دلـم گـرم شـود!!

   مـن می بـافـم


                       
تـو می بـافـی … .


         
مـن بـرای تـو کـلاه ؛ تـا سـرت گـرم شـود ،


          
تـو بـرای مـن دروغ ؛ تـا دلـم گـرم شـود!!

نويسنده: بهمن فيروزه تاريخ: سه شنبه 11 بهمن 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

او برای همیشه دیر کرده است

آیینه پرسید که چرا دیر کرده است
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است
خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است
تنها دقایقی چند تاخیر کرده است
گفتم امروز هوا سرد بوده است
شاید موعد قرار تغییر کرده است
خندید به سادگیم آیینه و گفت
احساس پاک تو را زنجیر کرده است
گفتم از عشق من چنین سخن مگوی
گفت خوابی , سالها دیر کرده است
در آیینه به خود نگاه می کنم , آه
عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
راست گفت آیینه که منتظر نباش
او برای همیشه دیر کرده است

نويسنده: بهمن فيروزه تاريخ: یک شنبه 9 بهمن 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

دلم مي خواست ...

دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم ....


نه برای اينکه آنهايی که رفتند را باز گردانم ؛


برای اينکه نگذارم بيايند!

 

 

نويسنده: بهمن فيروزه تاريخ: جمعه 29 دی 1390برچسب:, موضوع: <-PostCategory-> لينک به اين مطلب

درباره وبلاگ

چه خوش خیال است ... فاصله را میگویم ...! به خیالش تو را از من دور کرده است ؟ ولی نمیداند که جای تو امن است... اینجا !!! میان قلبم ...... تلفن تماس : 09158863593 bfirozeh@yahoo.com zex_persia@yahoo.com mosafer_tanha998@yahoo.com نظر یادتون نره !!!

نويسندگان

لينکهاي روزانه

جستجوي مطالب


© All Rights Reserved to asheghaneh73.http://asheghaneh73.loxblog.com/ | Template By: